پاییز
-
تاریخ: 1397/12/21 ساعت: 4:20
پاییز را از خیلی وقت ها پیش می شناسم پاییز همان فصل خاطره هاست پاییز همان فصل دلتنگی هاست پاییز امسال اما بوی دلتنگی نمی داد بوی مرگ می داد یعنی من میمیرم ؟
عاشق که باشی
-
تاریخ: 1397/12/21 ساعت: 4:20
عاشق که بشی حالت حال دل مجنونه دست خود آدم نیست فکرت همه جا اونه عاشق که بشی مستِ بوی نم بارونی چشماتو که می بندی تو خاطره هاتونی عشقه که دلیل اشکاته عشقه که همیشه همراته شاید نمیدونی اما عشق مرهم
یادگاری
-
تاریخ: 1397/12/21 ساعت: 4:20
این شعله را شعله ور نمی کند چند روزه فکرش مثل خوره افتاده به جونم! تا حالا شده مثل بچه های دوم دبیرستان، مثل اولای نوجوونی و مثل روز اول سن بلوغ تو زمانی که نباید داغ باشی یه بار دیگه سرتاپای وجود
روزی چند بار
-
تاریخ: 1397/12/21 ساعت: 4:20
بغض می کنم دهانم خشک است پایین نمی رود قهوه می خورم ، بیدار می مانم آه می کشم و چشمانم را می بندم سرم را بالا نگه می دارم و صاف می ایستم روزی چند بار نفسم بالا نمی آید ، روزی چند بار می شکنم در خودم روزی چند بار روزی چند بار مرور می کنم همه را تو را خودم را تو را خودم را تو را خودم را
بی من و بامن
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 0:35
مرا آباد کردی مرا از نو ساختی شخم زدی آب دادی ، رشد کردم ، سبز شدم ، میوه دادم وحالا فکر کن مرا باتبر از نیمه زده اند فکر کن نیستم اما دیگر راهی نیست با من باش در خیالت در رویاهایت ، و این بار التماس می کنم می خواهم شاد باشی به یاد خنده های از ته دلم ، به یاد تمام لحظه های ناب بودن به یاد حس پادشاهی...
برای اولین بار
-
تاریخ: 1396/10/21 ساعت: 0:35
از مشاوره از راهنمایی دلداری دلسوزی استرس و دلهره های زندگی همه خسته ام میخواهم آرام باشم و فقط به خودم فکر کنم برای اولین بار برای اولین بار + نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۶ساعت 11:54 توسط هیراد |
عطر تو اینبار اتفاقی نیست
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:23
بوی عطر تو اینبار اتفاقی نیست مرا تا کجا خواهد برد تا پرتاب حواسم آن سوی تراس منرل همسایه تا یاد باران در زمین های روبرو تا کجا ؟ مرا کشان کشان تا لحظه های بی تو آورده است گوشه ی دیگر را بو می کشم امشب دستم به هوای لمس عطر تو رفته است و بی تاب ترم کرده است عطر تورا چه کسی اشتباهی می زند به گلویش یا ...
دلتنگی
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:23
گاهی آنقدر دلتنگمی که خیالم راحت می شود ، . گاهی آنقدر دلتنگمی که غمگین می شوم گاهی آنقدر دلتنگمی که می ترسم ، می ریزم ، از خودم دلگیر می شوم گاهی از دلتنگیت سر ذوق آمده ام ، به خودم بالیده ام ....... دلتنگی من اما معنا نمی شود من دلتنگ که می شوم سگ می شوم + نوشته شده در دوشنبه بیستم دی ۱۳۹۵ساعت 8:1...
تقدیر
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:23
حالا که می دانم خیلی دوری ، می ترسم حتی دیگر من از جوراب می ترسم می ترسم از همه چیز، از تو از خودم از همه ی اون چند ساعت در آسمان از همه ی اون آدم هایی که کنارت رد می شوند ، حتی بی آزار دلم از تو قرصه ، خیلی وقته قرصه من از تقدیر می ترسم من از تقدیر می ترسم + نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۵س...
با من چه کار کرده ای
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:23
با من چه کار کرده ای و نیمی از لذت من با تو همان دانستن مواردی هست که میدانی هر چیزی را همان جای خودش انجام دهی مثلا میدانی مرا چگونه خواب کنی میدانی با کدام کلمه بیدارم کنی میدانی کدامین ترانه را باید بخوانی میتوانی مرا سخت درگیر رویا کنی و حتی گاهی تشخیص میدهی از من دور شوی تا من فقط نگاه کنم موی ...
چگونه ترک کرده ام .......
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:23
می ترسم مست شوم یادم برود ترک کرده ام تو را مست که می شوم یادم می رود سیگار را ترک کرده ام اما تو که عادت نبوده ای را چگونه ترک کرده ام ....... + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 8:49 توسط مهدی |
سر درد
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:23
سر درد های تو که تمام می شود تازه عمق استخوان های من از درد ، می سوزد + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 8:54 توسط مهدی |
تو .....
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:23
تو .................. بوی عطر آشنا ، یاد طعم بهار نارنج ، زنجبیل ،.... عطر یاس کوچه ها ، عکس های یادگاری ، بی حواس ، دست جمعی ، ..... خنده های از ته دل ، خنده های زورکی ، جام های بی هوا ، جاده های بی هدف ، .... کو چه باغ های قصرالدشت ، پرسه های مخفیانه ، نیمه شب ، بوی بارون ، بوی خاک ، ... لذت تماس ...
آقا دربست
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 4:05
صداي ترمزي گوش خراش صبرم كه به تاق رسيده بود رو محكم به كف آسفالت داغ چسبوند،در عقب ماشين رو باز كردم چون نزديكتر بود، خودمو هل دادم تو ماشين.چشمم تو آينه وسطي ماشين صورت اخموي راننده را مي ديد كه نوك سبيلش زرد شده بود و حدودا 45 سالي داشت. - آقا كجا تشريف مي بريد؟ - جناب اگه لطف كنيد و يه خورده سري...
بیست و چهار ساعت استرس
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 4:05
صدای زنگ تلفن سکوت خانه رو شکست، پروین مثل تیری که ا زچله کمون رها شده به طرف تلفن رفت،اصلا فکرشم نمی کرد که تلفن 2 بار بیشتر زنگ نخورد!تو فکر این بود که یعنی مهین بوده!اگه مهین بود که قطع نمی کرد،شایدم کسی اومده بالای سرش که محبور شده قطع کنه! اومد روی مبل راحتی نشست و کنترل تلویزیون رو از روی میز ...
من كجا؟تو كجا؟
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 4:05
واسه شكستن غرورش هر كاري ميكني حتي از خودت مي گذري ولي اون نمي دونه!تو صبر مي كني شايد بفهمه اما باز هم نمي دونه،نه!نه! نه اينكه متوجه نباشه ديگه نمي تونه خودشو عوض كنه ولي تو هم به آخرش رسيدي، چه فكري مي كردي! چي شد؟ دلم سخت گرفته بود و تمام شب با خودم حرف زدم،سبك،سنگين كردم،مي شد ديگه نباشم، نقشه ...
بی خبرم
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 4:05
و من و تو هرگاه ذل می زنی به اندیشه ام گرم شده است پشت پلک هایم هرگاه گوش می دهی به نفس هایم گر گرفته ام از بی تابی وآنگاه که من گرفته ام با تمام توان افسار دلم را ، گمان مبر که بی تکان است ، من آن رشته های نازک را گاهی گره می زنم به گرمای انتظار به سرمای اندامت ، به گرمای دستهایم ، به اشک های استخو...
تنگ در آغوشم گیر
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 4:05
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم طایر قدسم و از دام جهان برخیزم به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی از سر خواجگی کون و مکان برخیزم یا رب از ابر هدایت برسان بارانی پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم بر سر تربت من با می و مطرب بنشین تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات کز سر...
تو می توانی معجزه کنی
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 4:05
آرام که باشی دریا یی هستی از محبت آغوش تو از هرجای جهان امن تر است جملاتت را طوری بیان می کنی که تازه می فهمم کلمه جان دارد جان که می گیرد هر کلمه از قدرت لب و زبان تو ، تازه می فهمم آن سلام یعنی آغاز حتی اگر بعد از 6 سال سلام دادن باشد بسیار اندیشیده ام در خلوتم ، در خیالم که تو کیستی مبهم است که ا...