بوی عطر آشنا ، یاد طعم بهار نارنج ، زنجبیل ،....
عطر یاس کوچه ها ، عکس های یادگاری ، بی حواس ، دست جمعی ، .....
خنده های از ته دل ، خنده های زورکی ، جام های بی هوا ، جاده های بی هدف ، ....
کو چه باغ های قصرالدشت ، پرسه های مخفیانه ، نیمه شب ، بوی بارون ، بوی خاک ، ...
لذت تماس پوستم با استخوان های تنت ، ......
پشت بام های محل کار ، دیوارهای وقت فرار ، ....
عشق ، عادت ، زندگی ، ......
مغزهایی پر ز خون ، مثل قلب ، پر ز نور ،
نور باران وقت تنگ سخت در آغوش بودنهایمان ، ......
عطر های گرم و شیرین ، بوی خوب و خالص و ناب خدا ، دامان تو ......
دست های پر زخواهش ، بلند ، انگشت های راز آلود من ....
نیمه های خالی لیوان تو ، پیک های اولین ، ذوق من ......
اضطراب رفتن و لیوان آخر ، بوسه های اخرین ، .....
ثانیه های خاطره کم نبود ...............
فرهاد ، من ، شهریار قنبری .......
تو و .............
برچسب:
نویسنده: کامران فرهادی